نام مشتاق علیشاه با ساز سه تار در موسیقی دستگاهی ایران عجین است. این ساز در میان ساز های موسیقی دستگاهی ایران به دلیل ویژگی های صوتی خاص ، ساز خلوت بوده و بدین لحاظ مورد توجه نوازندگان قرار گرفته است.
کلمه سه تار مشترک لفظی است میان سازی که با ناخن انگشت سبابه نواخته می شود. ( سه تار فعلی ) و نوعی تنبور که دارای سه عدد وتر بوده و با پنجه ( پنج انگشت ) نواخته می شده است.
تا قبل از قرن دوازدهم هرگاه کلمه سه تار یا سه تای به کار رفته منظور تنبور سه وتری است. تنبور در دوره صفویه و قبل از آن دارای انواع گوناگونی بوده و به نظر می رسد به حسب تعداد تار نام گذاری می شدند مانند: تنبور دوتار ، تنبور سه تار ، تنبور ، چهارتار و…
وجه مشترک همه این انواع تنبورها آن است که با پنجه نواخته می شوند ، با توجه به برخی از آثار نگارگری باقی مانده ، میتوان احتمال داد که ساز سه تار موسیقی دستگاهی کنونی نوعی از تنبور سه وتری رایج قدیم باشد.
ساختمان سه تار
کاسه : از جنس چوب درخت توت با کاسه ای گلابی شکل ( نیم کرهای ) شامل : صفحه ، سیم گیر و خرک صفحه است.
دسته : از جنس چوب درخت گردو است بر روی آن پردهها ، خرک دسته ( شیطانک ) و گوشی ها که چهار وتر را در طول ساز هدایت می کنند قرار می گیرد.
سه تار امروزی به رغم نامی که از گذشته برایش به یادگار باقی مانده دارای چهار وتر است که به چهارگوشی در انتهای دسته ساز متصل می گردند. وترهای سه تار از بالا و پایین بدین ترتیب هستند؛
- وتر بم با سیمی به قطر تقریبی ۲۵ ـ ۳۵ میکرون از جنس برنج.
- وتر مشتاق ( زنگ ) با سیمی به قطر تقریبی ۱۸ ـ ۲۰ میکرون از جنس فولاد.
- وتر زیر با سیمی به قطر تقریبی ۱۸ ـ ۲۰ میکرون از جنس برنج.
- وتر حاد با سیمی به قطر تقریبی ۱۸ ـ ۲۰ میکرون از جنس فولاد.
اگرچه در خصوص اضافه شدن وتر چهارم توسط مشتاق علیشاه تاکنون سند دست دوم مکتوبی به دست نیامده است ولی با توجه به برخی از منابع مکتوب دست اولی چون طرائق الحقایق و رساله غرایب مبنی بر چیره دستی و خوش پنجه بودن وی در نوازندگی و خوش لحن بودن در خوانندگی که صاحبان فن به استادی اش اذعان داشته اند چندان بعید نمی نماید که این ابداع توسط وی صورت گرفته باشد.
اضافه شدن وتر چهارم توسط مشتاق علیشاه را نوازنده برجسته سه تار ابوالحسن صبا نیز بیان نموده است. چنین به نظر می رسد دیگر منابع ای که این مسئله را ذکر کرده اند همگی از همان روایت شفاهی صبا نقل قول کرده اند. به احتمال قریب به یقین صبا نیز خود از استادانش ، میرزا عبدالله و درویش خان ، این روایت را شنیده است.
بر این اساس تا سطح تحقیقات کنونی هیچ سند مکتوبی که پیش از این منبع در این مورد سخنی ذکر کرده باشد وجود ندارد ، روح الله خالقی نیز در کتاب سرگذشت موسیقی ایران با استفاده از عبارت « مشهور چنان است » به این مسئله می پردازد و البته روشن نمی کند که روایت شفاهی را نیز از چه کسی یا کسانی اخذ کرده است : « مشهور چنان است که تا قبل از مشتاق علیشاه ساز سه تار دارای سه سیم بوده و سیم چهارم را مشتاق علیشاه که خود آوازی دلنشین و سه تار را به کمال می نواخته است به این ساز اضافه نموده ، این سیم را اصطلاحاً در میان نوازندگان سه تار، سیم مشتاق نامیده میشود. »
این مسئله را در بررسی نام وترها آن چنان که استاد صبا ذکر می کند نیز میتوان بررسی کرد ، همه وترها جز وتر مشتاق از نام گذاری مبتنی بر حوزه صوتی استفاده می کنند: بم ، زیر و حاد ، نام زنگ یا مشتاق برای وتر مابین بم و زیر خود نشانه الحاقی بودن این وتر می تواند باشد.
به هر روی چه اینکه وتر فوق الذکر توسط مشتاق اضافه گردیده است را بپذیریم یا نپذیریم آنچه مهم است آن است که این تغییر تا چه اندازه با ساختمان ساز و نیز موسیقی مورد نظر هماهنگ بوده است. پذیرش همگانی این تغییر ، به رغم ناهماهنگی با نام سه تار ، تا حد زیادی این مسئله را پیشاپیش روشن می کند. اما موضوع را از زاویه ای دیگر نیز می توان بررسی کرد.
تداوم سنت تنبور نوازی
از اصول بنیادی نوازندگی سازهای زهی ، مضرابی موسیقی ایرانی ، آن است که هیچ گاه نغمه ای ( نتی ) به صورت تنها اجرا نمی شود بلکه همیشه با یک صدای واخوان پشتیبانی میشود « واخوان عبارت است از اجرای مداوم یک یا چند صدا در طول اجرای قطعه » تقریباً در تمامی ساز های زهی مضرابی مانند انواع تنبور و دو تار در موسیقی نواحی معاصر ایران در مناطق مختلف ، خراسان ( شمال ، شرق ) گلستان ( ترکمن ) ، مازندران ، کرمانشاه ، آذربایجان ( شرقی و غربی ) آن است که همواره یکی از سیمها وظیفه اجرای ملودی و دیگری که معمولاً به فاصله چهارم و یا پنجم نسبت به سیم اول کوک شده نقش واخوان را بر عهده دارد.
در نوازندگی سه تار معاصر به شیوه قدما نیز مضراب به گونه ای نواخته می شود که همواره هنگامی که سیمی به ارتعاش در می آید سیم بالای آن به عنوان واخوان به ارتعاش در میآید.
با اضافه شدن سیم مشتاق در حقیقت سیمهای سه تار متشکل از سه « دوتار » گردید. سیم حاد و زیر، سیم زیر و مشتاق ، سیم مشتاق و بم که در اجرای نغمه بر روی یک سیم ، سیم دیگر به عنوان واخوان عمل مینماید.
نکته قابل توجه در عمل مشتاق علیشاه انتخاب محل قرار دادن سیم چهارم است ، برخلاف سیم های اول و دوم که سیم واخوان در بالای دیگری قرار دارد سیم واخوان بم را در پایین آن قرار داده تا ضمن امکان جدیدی برای سیم زرد ، سیم بم نیز دارای واخوان گردد ( در حقیقت سیم مشتاق هم زمان با دو سیم سه تار به عنوان واخوان کمک مینماید. ) در این حالت در هنگام استفاده از سیم بم که در موسیقی دستگاهی گاه به منظورهای ملودیک نیز مورد استفاده قرار می گیرد واخوانی برای نغمات وجود دارد ، چرا که طبق سنت نوازندگی سیمهای مشتاق و بم در این مواقع به صورت جفت مورد استفاده قرار می گیرند از این روی واخوان نغمات سیم بم همیشه ثابت نبوده و متناسب با هر پرده تغییر میکند این مسئله همچنین در هنگام اجرای ملودی بر روی این سیم به منظور صدا دهی بهتر سیم بم و نیز امکان استفاده از کوک های متنوع به جهت ایجاد فضا های صوتی جدید را فراهم آورده است.




